چهارشنبه، آذر ۲۲، ۱۳۸۵

خدایشان بیامرزاد

پدرم در روز بیست و یکم آذر ماه عمرش را به شما داد و این دنیا را ترک کرد. شاعر محبوبم، احمد شاملو، چند سال بعد از پدرم، در همین روز دیده از دنیای خاکی بر بست. بیخود نیست از صبح علی الطلوع دلم گرفته بود. آنها رفتند و من "همچنان دوره می کنم شب را و روز را، هنوز را." ه ع

۲ نظر:

ناشناس گفت...

salam , mamnoon az babat e link.
baraye pedarat moteasefam. baraye shamloo ham ke che mitavan goft joz dard o darigh

ناشناس گفت...

جناب همایون خان عزیز

می دانم که چند سالی از فوت مرحوم پدرتان گذشته ولی در هر حال درگذشت ایشان را به حضرتعالی و بازماندگان شان تسلیت عرض می کنم. بقول آنچه در فرهنگ عامه می گردد «هرچه اون خوابیده، عزیزانش بگردند». شاملو را هم که هیچگاه مرده نمی دانمش. نبض شاملو در آثارش از نبض من در بدنم بهتر می زند. شاملو به ابدیت پیوسته.

موفق و خوش و سلامت باشید.

با تقدیم احترام
ققنوس