جمعه، شهریور ۱۰، ۱۳۸۵

پایان مهلت

مهلت شورای امنیت سازمان ملل به جمهوری اسلامی هم به پایان رسید و رهبران جمهوری اسلامی به خواسته های کشور های غربی، و در راس آنها ایالات متحده آمریکا، بی تفاوت باقی ماندند. جمهوری اسلامی ضمن باز گذاشتن راه بازگشت به مذاکرات، از پذیرش بسته تشویقی اروپا سر باز زد. (این الاغ با این هویج ها به راه راست بر نمی گردد!) حالا باید منتظر ماند و دید که آمریکا و متحدانش چگونه به این اقدام جمهوری اسلامی عکس العمل نشان خواهند داد.

صاحب نظران غربی اتفاق نظر دارند که این برخورد جمهوری اسلامی ناشی از درک سران این رژیم از موقعیت نامناسب ایالات متحده در صحنه مناقشات بین المللی و به ویژه درگیری این کشور در عراق و افغانستان است.

وضعیت عراق روز بروز وخیم تر می شود. تعداد عراقی هایی که هر روز در برخورد های فرقه ای کشته و زخمی می شوند، هر روز بیشتر می شود. به رغم تمام این برخورد های فرقه ای، رهبران آمریکا از اتلاق واژه "جنگ داخلی" در مورد درگیری های عراق پرهیز می کنند.

در این شرایط، جمهوری اسلامی روی ناتوانی ایالات متحده در حمله نظامی به ایران قمار می کند. تمام قرائن موجود حاکی از این است که اذهان عمومی آمریکائیان با حمله نظامی این کشور به ایران موافق نیست. از طرف دیگر، در صحنه جهانی، ایالات متحده از اعتبار لازم برای ایجاد اتحادی که با شدت عمل، و بویژه مقابله نظامی با جمهوری اسلامی، موافق باشد، برخوردار نیست.

رهبران جمهوری اسلامی تقریبا اطمینان دارند که ایالات متحده، حتی آراء لازم برای تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی را نیز، در شورای امنیت سازمان ملل، بدست نخواهد آورد. چین و شوروی، از هم اکنون، با زمزمه مخالفت با تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی، اتحادی را که به نظر می آمد ممکن است در میان قدرت های عمده جهان ایجاد شده باشد، دچار تزلزل کرده اند.

از سوی دیگر، تجربه های گذشته ثابت کرده است که تحریم های اقتصادی، الزاما توان جمهوری اسلامی را برای ادامه فعالیت های هسته ای اش کاهش نخواهد داد بلکه رهبران این نظام را در دستیابی به فنآوری هسته ای راسخ تر خواهد کرد. ده سال محاصره اقتصادی عراق توان صدام حسین را برای ادامه حکومت مستبدانه اش بر مردم عراق کاهش نداد، اما هزاران عراقی بر اثر کمبود دارو و مواد غذایی جانشان را از دست دادند. پیآمد منفی هر نوع تحریم اقتصادی مستقیما بر مردم ایران تحمیل خواهد شد و اثر آن بر حاکمیت بسیار محدود خواهد بود.

این احتمال نیز وجود دارد که جمهوری اسلامی در یک اقدام تلافی جویانه، جریان صدور نفت را متوقف سازد. این اقدام جمهوری اسلامی بی شک دنیا را با بحران کمبود نفت مواجه خواهد کرد. تحلیگران آمریکایی، با توجه به نیاز روزانه مردم ایران به درآمد های نفتی، این اقدام جمهوری اسلامی را بعید می دانند. ضمن اینکه جمهوری اسلامی نیز ظاهرا به نظر نمی آید برای چنین شرایطی برنامه ریزی کرده باشد. دولت احمدی نژاد، تقریبا با نوعی اعتماد به نفس، از اتخاذ هرگونه سیاستی که متضمن عبور ایران از شرایط تحریم اقتصادی یا قطع صادرات نفت باشد، خودداری کرده، و اخذ چنین سیاست هایی را نا لازم اعلام کرده است.

حمله اسرائیل به لبنان، و اصرار غرب در مرتبط دانستن حزب الله لبنان به جمهوری اسلامی، با توجه به مقاومت جانانه حزب الله در برابر ارتش اسرائیل، که همواره داعیه شکست ناپذیری داشته است، بر خلاف میل آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی را به عنوان نیرویی که می تواند در برابر اسرائیل بایستد، در کشور های مسلمان منطقه مطرح ساخت. در تمام مدت درگیری ها، جمهوری اسلامی ضمن اعلام حمایت از مقاومت مردم لبنان، هیچ اشاره ای به داشتن ارتباط با حزب الله نکرد و در مواردی وجود چنین ارتباطی را عملا تکذیب کرد؛ اما با پایان مخاصمات و عدم موفقیت اسرائیل در دستیابی به اهداف نظامی، به رغم تخریب بسیاری از زیرساخت های اقتصادی لبنان، جمهوری اسلامی به عنوان کشوری که با پشتیبانی از حزب الله در برابر ارتش اسرائیل تاب آورده است، در میان مردم کوچه و بازار کشور های مسلمان از جایگاهی معتبر برخوردار شد. سربازان اسیر اسرائیل همچنان در اسارت حزب الله بسر می برند، و تا آخرین روز درگیری، اسرائیل موفق نشد جلوی شلیک موشک های حزب الله را به شهر های شمالی این کشور بگیرد.

به رغم قطعنامه شورای امنیت، عملا اسرائیل ناگزیر شده است، برای آزادی سربازانش، به مذاکرات غیر مستقیم با حزب الله بنشیند و احتمالا گروهی از زندانیان حزب الله را در مقابل آزادی سربازانش، از زندان های اسرائیل رها خواهد ساخت. در این صورت، حزب الله به تمام اهدافی که با اسارت سربازان اسرائیلی دنبال می کرد، دست خواهد یافت.

در این شرایط، با توجه به روز افزونی درگیری ها در عراق، بالا گرفتن مقاومت نیرو های مخالف اشغال آمریکا در افغانستان، زمینگیر شدن اسرائیل در برابر حزب الله لبنان، و کاهش اعتبار بین المللی آمریکا، معلوم نیست ایالات متحده بتواند به اتحادی که لازمه ایستادن در برابر جمهوری اسلامی باشد دست یابد. تازه مسئله فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی نیز، بر خلاف تبلیغات وسیع دولت آمریکا مبنی بر قریب الوقوع بودن احتماع دستیابی این کشور به تسلیحات اتمی، تا رسیدن به این هدف راه بسیار طولانی ای در پیش دارد.

حدود دو سال پیش، با دوستی بر سر اینکه آیا جمهوری اسلامی در برابر فشار های غرب برای متوقف کردن فعالیت های هسته ای اش کوتاه خواهد آمد یا نه، شرط بسته بودم. در آن زمان اعتقاد من این بود که پس از پایان دوران زمامداری خاتمی، حکومت جمهوری اسلامی، با پیروزی محافظه کاران به رهبری جناح هاشمی رفسنجانی، با آمریکا کنار خواهد آمد. محافظه کار ها پیروز شدند ولی نه آنطور که من پیش بینی کرده بودم. نمی دانم شرط را من برده ام یا آن دوستم؟

راستی آیا ماموریت خاتمی در سفر به آمریکا، منحرف کردن اذهان آمریکائیان از جبهه مخالفتی که اکبر گنجی باز کرده است، و باز گرداندن توجه به اصلاح طلبان ـ خودی ها ـ نیست؟ به این سوال کمی فکر کنید؟

هیچ نظری موجود نیست: